میخوام ,نمیتونم

وقتی بهت خبر میدن آخر هفته میتونی ببینیش تقریبا میمیری ... :(


خدایا چه مرگمه که فقط جلوی این نمیتونم خودمو نگه دارم ...


که فقط نمیتونم بگم اینو دوستش ندارم ... :(


ولی حداقل میخوام برای خودم آسونش کردم

آره خب قراره دو روز آخر هفته به مدت 20 ساعت ببینمش ، ولی توی این 20 ساعت میخوام کم نگاش کنم ، میخوام خیلی خیلی کم نگاش کنم

میخوام باهاش خشک و مغرورانه و متعصب حرف بزنم

انقدر که فکر کنه ازش بدم میاد

انقدر که بفهمه از اونم میگذرم ...

خدایا میشه کمکم کنی ؟ بدجور بهت احتیاج دارم

اینجای کار دیگه خودمم نمیتونم ، اگه میشه تو نجاتم بده ...

سپردم دست خودت که رفتارم جلوش درست و عاقلانه باشه

کمکم کن که عاقل شم و این عاقل شدن رو نشون بدم ... :(

به امید خودت

منبع اصلی مطلب : انقلاب ِ درون
برچسب ها : میخوام ,نمیتونم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : میان یک دوراهی بس ناجوانمردانه !